تبليغاتX
پیرایه ها

سلام. خوابید یا بیدار؟!!!

می خواستم بگم که احسان فاتحیان اعدام شد. باورتون میشه؟

دلم گرفته.  نه بخاطر مرگ اون کسی که نمیدانم که بود. نمیدانم بزرگی گناهش چقدر بود؟

آیا ترک اولی بود یا ....

نمی دانم میوه ممنوعی که خورد چه بود؟ سیب یا گندم یا ...

آیا حوا اورا فریب داد یا ...

آیا مقامش از اشرف مخلوقاتی تنزل کرد یا نه؟

ولی می دانم که فرصت 40 سال توبه و گریستن نداشت.

خلیفه خدا در زمین به او فرصت نداد تا توبه کند....

خلیفه خدا در زمین به او فرصت نداد تا پدر فرزندان حوا شود.

تا من به دنیا بیایم و فرصت زیستن داشته باشم.

دلم گرفته نه برای مادرش که خدایش صبرش می دهد.

دلم گرفته می دونی چرا ؟

چون امروز همکارمون از صبح تا ظهر داشت با تلفن اداره به همه آقایان روحانی و همه پیش نمازهایی که می شناخت زنگ می زد و با چاپلوسی می خواست تا به حرمت همه نمازهای اول وقتی که تو اداره خونده بود، سابقه 2 سال عضویت تو بسیج را برایش بیشتر کنند تا شاید با این استعلاجی دروغین بتونه مزیتی بگیره!!!!

و من دلم گرفته چون باید با او همکار باشم.

زیرا خلیفه خدا در زمین مرا همنشین او کرد و فرصت آشنایی و مصاحبت با کسی که حتی به خاطر حفظ جانش حاضر به التماس نشد، را از من گرفت.............   روحش شاد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 1:29 توسط گلی |

 اینبار دیگر کسی نیست تا دلم بهانه اش را بگیرد....

تا از نبودنش پرپر شود.....

تا تنگی اش را به او ربط دهد.....

هیچ کس آنقدر به من نزدیک نیست تا از ترس فقدانش دلهره بگیرم و از نبودنش دلتنگ شوم.

خودم هستم و دلی که صدایی جز طپش خود نمی شنود.

دلی که هنوز گرم است و هنوز عطش دارد و دیگر حضور هیچ انسانی و هیچ موجودی نمی تواند این عطش را رفع کند.

نمی دانم آیا خدا در این دل جا می گیرد.......

+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 5:50 توسط گلی |

دوباره مي سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو مي زنم،
اگر چه با استخوان خويش
دوباره مي بويم از تو گُل،
به ميل نسل جوان تو
دوباره مي شويم از تو خون،
به سيل اشك روان خويش
دوباره ، يك روز آشنا،
سياهي از خانه ميرود
به شعر خود رنگ مي زنم،
ز آبي آسمان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ايستاد
كه بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ي آنچنان خويش
كسي كه « عظم رميم» را
دوباره انشا كند به لطف
چو كوه مي بخشدم شكوه ،
به عرصه ي امتحان خويش
اگر چه پيرم ولي هنوز،
مجال تعليم اگر بُوَد،
جواني آغاز مي كنم
كنار نوباوگان خويش
حديث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز مي كنم
كه جان شود هر كلام دل،
چو برگشايم دهان خويش
هنوز در سينه آتشي،
بجاست كز تاب شعله اش
گمان ندارم به كاهشي،
ز گرمي دمان خويش
دوباره مي بخشي ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره مي سازمت به جان،
اگر چه بيش از توان خويش

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 2:29 توسط گلی |

 جهت اطلاع
تاریخچه کابینه یازده روزه محمد علی رجایی روز که دوم مرداد به عنوان رئیس جمهور با 13 میلیون رای انتخاب شد معرفی می شود. وی روز 22 مرداد کابینه اش را به مجلس معرفی کرد و روز 26 مرداد رای اعتماد گرفت. کابینه رجایی کلا یک جلسه هیات دولت تشکیل داد و یازده روز بعد از تشکیل، درهفتم شهریور، با شهادت محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمدجواد باهنر، نخست وزیر از بین رفت. مقامات و کابینه رجایی تنفیذ رهبر: مراسم تنفیذ رجایی توسط آیت الله خمینی رهبر انقلاب برگزارشد، در حال حاضر فرزندان، نوه ها، عروس ها، دامادها، و کلیه بازماندگان آیت الله خمینی تحت تعقیب
اند. قائم مقام رهبر: در آن دوران قائم مقام رهبر منتظری بود، که الآن بیست سال است خانه اش تحت محاصره پلیس  ست و حق حرف زدن ندارد. نخست وزیر: محمد جواد باهنر نخست وزیر رجایی بود، او یازده روز پس از نخست وزیری شهید شد. پس از وی میرحسین موسوی نخست وزیر شد و به دلیل اختلافات موسوی و رئیس جمهور بعدی، خامنه ای، کلا پست نخست وزیری از قانون اساسی حذف شد. رئیس قوه قضائیه: رئیس قوه قضائیه ای که مراسم تحلیف دولت رجایی را انجام داد موسوی اردبیلی بود. وی در حال حاضر منتقد و مخالف جدی احمدی نژاد است.
رئیس مجلس: رئیس مجلسی که به دولت رجایی رای داد، اکبر هاشمی رفسنجانی بود، وی در حال حاضر به دزدی و براندازی متهم است و کلیه فرزندان و خانواده اش تحت تعقیب اند. مشاور رجایی: کیومرث صابری فومنی، گل آقا، مشاور فرهنگی رجایی بود. وی جزو اصلاح طلبان بود. همسر رجایی: فائقه صدیقی، همسر رجایی از مخالفان جدی احمدی نژاد بود، و دولت احمدی نژاد او را تهدید به دستگیری کرد.

اعضای کابینه 11 روزه رجایی کابینه رجایی 22 وزیر داشت، از این تعداد، چهار نفر زندانی یا تحت تعقیب دولت کنونی اند، 10 نفر آنان اصلاح طلبان و کارگزاران مخالف دولت کنونی و متهم به براندازی
اند، چهار نفر بکلی از سیاست کناره گرفتند و هیچ خبری از آنها در حوزه سیاسی منتشر نمی شود، سه نفرشان نیروهای راست میانه و منتقد دولت احمدی نژاد هستند. تنها یکی از آن 22 وزیر مخالف احمدی نژاد شناخته نشده است، و
او موسی نامجو است که تنها نظامی کابینه بود که به شهادت رسید. حتی یک عضو کابینه رجایی طرفدار دولت احمدی نژاد نیست. اعضای کابینه و تعداد رایشان در رای اعتماد مجلس بشرح زیر است:

·         میرحسین موسوی( وزیر خارجه) 154 رای، تحت تعقیب

·         بهزاد نبوی( وزیر مشاور در امور اجرایی) 145 رای، زندانی

·         مهدوی کنی( وزیر کشور) 133 رای، مخالف احمدی نژاد

·         حسین نمازی( وزیر اقتصاد و امور دارایی) 148 رای، وزیر خاتمی، مخالف احمدی نژاد

·         محمد شهاب گنابادی( وزیر مسکن و شهرسازی) 137 رای، مخالف احمدی نژاد

·         سید محمد اصغری( وزیر دادگستری) 132 رای، وزیر کابینه خاتمی، مشاور کروبی

·         هادی منافی( وزیر بهداری) 135 رای، برکنار از سیاست

·         مرتضی نبوی( وزیر پست و تلگراف و تلفن) 157 رای، راست میانه منتقد احمدی نژاد

·         محمد سلامتی( وزیر کشاورزی) 125 رای، مجاهدین انقلاب، متهم به همکاری با دشمن

·         میرمحمدصادقی( وزیر کار) 120 رای، مخالف احمدی نژاد

·         سرهنگ موسی نامجو( وزیر دفاع) 163 رای، تنها نظامی کابینه، شهید شد

·         بانکی( وزیر برنامه و بودجه) 156 رای، مخالف احمدی نژاد

·         دکتر محمود روحانی( وزیر بهزیستی) 156 رای، کناره گیری از سیاست

·         معادیخواه( وزیر ارشاد اسلامی) 119 رای، مخالف احمدی نژاد

·         علی اکبر پرورش( وزیر آموزش و پرورش) 137 رای، حذف شده از سیاست

·         حسن غفوری فرد( وزیر نیرو) 142 رای، راست میانه مخالف احمدی نژاد

·         مصطفی هاشمی طبا( وزیر صنایع) 148 رای، اصلاح طلب

·         محمد علی نجفی( وزیر علوم و آموزش عالی) 133 رای، اصلاح طلب

·         تاجگردان( وزیر راه و ترابری) 70 رای، وزیر خاتمی، مخالف احمدی نژاد

·         موسویان( وزیر مشاور) 123 رای، اثری از وی نیست

·         عسگراولادی( وزیر بازرگانی) 154 رای، راست میانه، مخالف احمدی نژاد

·         غرضی( وزیر نفت) 155 رای، طرفدار کارگزاران، مخالف احمدی نژاد

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 11:55 توسط گلی |

                                                       

به دنبال پلمپ دفتر مهدی كروبی، ماموران دادستانی به منزل مرتضی الویری رفته و این مكان را مورد تفتیش قرار دادند.
 
ماموران دادستانی به منزل مرتضی الویری رفته و این مكان را مورد تفتیش قرار دادند.
 
به گزارش سلام این اقدام در حالی صورت می گیرد كه قبل از آن ماموران دادستانی به حكم دادستان جدید تهران دفتر مهدی كروبی را پلمپ كرده و وی را از این مكان خارج كردند.
 
شب گذشته نیز ماموران به دفتر كمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان مراجعه كرده و تمام اسناد موجود در این دفتر را با خود بردند.
 
گفتنی است مرتضی الویری در گفت و گو با خبرنگار سلام از بازداشت خود خبر داد و دیگر سخنی نگفت و سریع خداحافظی كرد.

 

http://faryadazkhafaghan.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 11:52 توسط گلی |

آه دل من...

همیشه می خواستم خوشبخت باشی

و نمیدانستم که چه مشتاق چشم براه هستی تا مگر روزی تو را بیابم و نوازشت کنم....

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 11:8 توسط گلی |

روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 11:2 توسط گلی |

اینجانب خواهر سه شهید هستم. در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند .30 سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی و 30 سال باقی را در جمهوری اسلامی سپری کردم.

در زمان رژیم شاهنشاهی که برادر بزرگم اعدام شد و برادر دیگرم در زندانهای قصر، اوین، عادل آباد شیراز، قزل قلعه و زندان ارومیه  زندانی بود ، ما و مردمی چون ما این حق را داشتیم که با حقوق دانان بین المللی و نمایندگان سازمان عفو بین الملل و نمایندگان سازمانهای حمایت از زندانیان دیدار و در مورد زندانیانمان گفتگو کنیم ، ولی در حکومتی که به اسم حضرت علی(ع) و امام زمان  مزین است، پدران و مادران و همسران زندانیان، حق ندارند از احوال آنان با خبر باشند و هیچ گونه اطلاعی، حتی در مورد محل بازداشت عزیزانشان به آنان داده نمی شود و خانواده ها حق بازگو کردن وضعیت بد زندانیانشان در زندانها را با هیچ مقام و مسوولی ندارند؟؟!!! آقایانی که در مصدر امور تکیه زده اید کمی انصاف داشته باشید و وضعیت زندانهای ستمشاهی ، که ظاهرا عده ای از شما آنها را دیده اید ، را با وضع زندانهای مملکت اسلامی امروز مقایسه کنید.

بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم  دائی هایمان در تهران گرفتند . چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد. آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!!

 برادر من با بانگ الله اکبر به پای چوبه ی دار رفت، اما رژیم  شاه برای اثبات حقانیتش از او استفاده نکرد. شما را به خاطر خدایی که نامش را به زبان دارید اما به گفته هایش عمل نمی کنید ، کمی به خود آئید و فکر کنید رفتار شما با کدامیک از قوانین بشری مطابقت دارد؟!!

برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شب نامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه های اطراف پخش کنیم به من می گفت : خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده های خدا نخواهی بود، دیگر همسایه بی خبر از همسایه اش نخواهد خوابید و هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه چیز و همه کس خود گذشتند  و امروز عده ای که از گذشتگان عبرت نمی گیرند یا قدرت به آنها اجازه نمی دهد که به خود آیند، با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم وطنشان چه می کنند؟ مردمی که تا دیروز که قرار بود برای نمایش قدرت پای صندوقها بیایند انسانهایی باشعور بودند، ولی امروز که خواستار حقشان هستند ، خس و خاشاک و مزدور بیگانه شده اند. شرک را به حدی رسانده اند که یکی از آیات عظام می فرماید:

اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خداست !!!!شما چطور نام خود را مسلمان گذاشته اید؟!!شما با بت پرستان قبل از اسلام چه تفاوتی دارید؟!

برادران من، مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند . وقتی حمید به خانه می رسید، احسان از شانه های پدرش پایین نمی آمد. هرگاه مهدی از جبهه بازمی گشت، ساعتها با خواهر زاده های خود بازی می کرد.  اما با وجود این علاقه، آنها عشقی والاتر به خدا و میهن و اسلام واقعی داشتند که تمای عشق ها را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد آنها از تمامی لذات دنیا دست بکشند....

 و امروز شما بر روی خون آنها نشسته اید و مزدوران باطوم به دستتان، به جرم طرفداری از کسی که در روزها و سالهای بحرانی کشور در پشت جبهه پدرانشان را حمایت کرده و صلاحیتش توسط شورای نگهبان تایید شده است، بر سر فرزندان آنان می کوبند!!

مهدی و حمید و مهدی ها و حمید هایی که رفته اند هم سپاهی بودند. آنها بسیجی بودند.  امروز عده‌ای بسیچی نما شیشه های در منزل خواهرم را شکستند، اما خوشبختانه موفق نشدند به داخل خانه بروند و مانند قوم مغول بزنند و بکشند و ببرند تا شاید این گونه عقده‌ها و نفرت درونی خود را فرو بنشانند .

اما در مورد همسران برادرانم جملات نا مربوطی شنیده ام. شما اگر ذره ای شرم از مقام و خون شهید داشتید، امروز این بی حرمتی ها را به همسران شهدا نمی کردید . کسانی که تا قبل از این بی عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده اند چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟! آنها شبها در خفا برای همسران خود گریسته اند تا کسی اشکهای آنان رانبیند، تا مثل حضرت زینب محکم و استوار باشند. آنوقت شما مقدس مآبان و تازه به دوران رسیده ها که باکری ها را نمی شناسید، می گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود می دهید؟!

من به عنوان بزرگ خانواده  باکری به همسران برادرانم افتخار می کنم . همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانه شان آویخته اند و با فرزندشان در مورد عمو مهدی حرف می زنند و فرزندشان از زمان تولد، مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناخته است . آنوقت شما می گویید چرا اسم باکری را دارند؟!

اما در موردهمسر حمید!  شما مصداق واقعی ضرب المثل کافر همه را به کیش خود پندارد هستید. آیا واقعا فکر می کنید می توانید هر کس را به هرکس که خواستید نسبت دهید؟!شرم از روز قیامت ندارید؟!البته شما در حدی نیستید که اجازه دیدار با شهدا را بیابید ، اما وای به حالتان که جوابی برای آنها نخواهید داشت!

بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید، من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آنها گفتم که ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آنها کرد و خدا می داند که چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آنها هم ابایی ندارید . همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشته اند، نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند. خوشحالم که خانواده ما بدهی به شما ندارد. نه از حکومت کمکی دریافت کرده ایم و نه به موقعیتی چشم داشته ایم. نه سهم خواهی کرده ایم و نه سهمی خواهیم خواست. ( الحمد لله ) من وظیفه خود می دانستم که این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آنها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته اند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده  خدا باشند....

+ نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 10:37 توسط گلی |

مشهد - رييس جمهوري اسلامي ايران يكشنبه شب بعد از امضاي سه سند همكاري اقتصادي، بهداشت و درمان و انرژي با جمهوري ونزوئلا در كنفرانس مشترك خبري با هوگو چاوز اظهار داشت : بسيار خوشحالم پايان ديدار هوگو چاوز از ايران با زيارت حرم حضرت امام رضا (ع) مقارن شد.

.....

رئيس جمهوري با اشاره به حضور هوگو چاوز در مرقد امام رضا(ع) افزود: حضور رئيس جمهوري ونزوئلا نشان‌دهنده عمق اعتقادات مشترك دو ملت و نشانه عمق برادرانه و پايدار دو كشور است.

احمدي نژاد افزود : اين حضور يعني دلها و انديشه‌هاي دو ملت به طور كامل به هم پيوند خورده و در دفاع از حقوق خود و حمايت از عدالت و مظلومان همواره در كنار هم خواهند بود.

احمدي نژاد با اشاره به سخنان هوگوچاوز در حرم امام رضا(ع) تصريح كرد :
همانگونه كه برادرم آقاي چاوز در اظهارا ت خود بيان كرد، هر دو ملت و دولت بايد تمهديدات و مقدمات لازم را براي تحقق عدالت توسط انسان كامل تلاش كنند
. ..........

...............

رئيس جمهوري تاكيد كرد: من يكبار ديگر اعلام مي‌كنم كه ملتهاي آمريكاي جنوبي در حال يك انقلاب اعتقادي و سياسي هستند و همه آنها بيدار شده‌اند و زورگويي را نمي‌پذيرند.

.............

هوگو چاوز رئيس جمهوري ونزوئلا نيز در اين كنفرانس مشترك خبري گفت : من در ابتدا از ملت ايران تشكر مي‌كنم ، چرا كه اين مردم عزيز توجه زيادي به خداوند دارند. (!!!!!!!!  )

وي افزود: همچنين سلام خود را به ميليون‌ها ميليون زائر از سراسر دنيا كه براي زيارت امام رضا (ع) به مشهد مقدس مي‌آيند ، بيان مي‌كنم.

چاوز افزود: به عنوان يك مسيحي (!!!!) احساس بسيار خوبي دارم كه به زيارت حرم مقدس امام رضا آمده ام.  

هوگو چاوز افزود : حضرت مسيح رجعت خواهد نمود و به همراه حضرت مهدي (ببین چقدر هوای ما رو داره !!!!) يك روز براي ايجاد عدالت قيام خواهند كرد.

وي با اشاره به سخنان حكيمانه مقام معظم رهبري اظهار داشت: سخنان امام خامنه‌اي بسيار براي من راه گشا بود (آدم شناسیش یکه یکه، خوب می دونه چه حرفایی به دردش می خوره)، چرا كه ايشان فرمودند : تا زماني كه روساي جمهور ايران و ونزولا در كنار هم باشند و با هم اقدامات عدالت طلبانه را پيگير ي مي‌كنند ، موجبات مايوس شدن دشمنان دو ملت را فراهم مي آورند.

رئيس جمهوري ونزوئلا افزود: بايد تلاش كنيم هرچه زودتر حضرت مهدي به همراه حضرت مسيح ظهور كنند و سرتاسر جهان را از عدل و داد پر كنند.  

+ نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 10:33 توسط گلی |

در اين خاک زرخيز ايران زمين
نبودند جز مردمی پاک دين
همه دينشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کيششان
گنه بود آزار کس پيششان
همه بنده ناب يزدان پاک
همه دل پر از مهر اين آب و خاک
پدر در پدر آريائي نژاد
زپشت فريدون نيکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدايی در اين بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر ميهن فراموش ما
که انداخت آتش در اين بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کرديم کين گونه گشتيم خوار؟
خرد را فکنديم اين سان زکار
به يزدان که اين کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در اين کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمايه بود آنکه بودی دبير
گرامی بد آنکس که بودی دلير
از آنروز دشمن بما چيره گشت
که ما را روان و خرد تيره گشت
نبود اين چنين کشور و دين ما
کجا رفت آيين ديرين ما ؟
به يزدان که هرگز نبيند بهشت
کسی کو ندارد ره زردهشت
اگر مايه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بيا تا بکوشيم و جنگ آوريم
برون سر از اين بار ننگ آوريم
شود مردمي کيش و آيين ما
نگيرد خرد ُخرده بر دين ما
بياريم باز آب رفته بجوي
مگر زان بيابيم باز آبروي
+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 8:54 توسط گلی |